معمولا میگن یکی

اما استاد نقل میکنن از شهید مطهری که چه قشنگ گفتن  حرف مرد دوتاست

و اتفاقا دومی خیلی مهمتره  .وقتیه که میفهمه اولین حرف اشتباه بوده حرف دوم اینکه از حرف اول برگرده و بگه که اشتباه بوده ... و البته سخته  :))

 

+ یعنی همچین استادی عالین 

یه بار می فرمایند : شاگردای من نیومدن من سر کلاس و کنسل شدن رو باید تو گور ببینن

 یه بارم میفرمایند: شاگردای من چراغای قبرم هستن

مگه میشه همچین استادی رو دوست نداشت؟ اونم درس شیرین فلسفه

 

+ نظم  بزرگترین درس ما ازین استاد بزرگواره

همیشه تذکر میدن که نظم در امور یکی از موارد آخرین وصیت امام علی علیه السلام در آخرین ساعت های زندگی مبارکشونه

و میدونیم که آخرین وصیت یعنی عصاره ی زندگی

  أوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم»

+ تاريخ 93/08/29ساعت نويسنده فاطمه
عن سهل بن زياد، عن إدريس الحارثي، عن محمد بن سنان، عن مفضل بن عمر قال:

قال أبو عبد الله (عليه السلام):

يا مفضل، احتجبوا من الناس كلهم ب‌ " بسم الله الرحمن الرحيم " وب‌ " قل هو الله أحد " اقرأها عن يمينك وعن شمالك ومن بين يديك ومن خلفك ومن فوقك ومن تحتك. وإذا دخلت على سلطان جائر فاقرأها حين تنظر إليه، ثلاث مرات، واعقد بيدك اليسرى، ثم لا تفارقها حتى تخرج من عنده

الكافي: ج 2، كتاب فضل القرآن، ص 624، ح 20

 

یعنی خودت رو از همه ی مردم حفظ کن با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم و با سوره ی اخلاص، و اون رو از طرف راست و چپ و پیش رو و پشت و بالای سر و پایین قرائت کن

و وقتی که بر سلطان ستمگری وارد شدی سه بار سوره ی اخلاص رو قرائت کن وقتی داری بهش نگاه میکنی و دست چپت رو مشت کن و تا وقتی که ازپیش او خارج نشدی باز نکن ...

 

+ اولی رو که از بچگی بهمون یاد دادن و معمولا وقتی از خونه میریم بیرون میخونیم ..

دومی رو  هم خیلی دوست دارم

+ سلطان  ستمگر میتونه مثلا  هر  کسی باشه که کارت گیره پیشش و نامردی و زورگویی  میکنه تو اداره ای جایی فرقی نداره ...

+ هر دوش آرامش بخشه ...

 

+ تاريخ 93/08/29ساعت نويسنده فاطمه

 

آیا میدانستید ما در مازندران واحد اندازه گیری  " آغوز کِلِ قائده " رو داریم ؟ 

خی لی هم کاربردیه  :))))))

 

+ یادش بخیر با دخترخاله ها تو حیاط سنگ فرش شده خونه بابابزرگ مادر جون تو روستا

انقده گردو خیس و تازه پوست میکندیم میخوردیم که لبامون رنگ قهوه ای سوخته میشد

بعد دایی کوچیکه سربه سرمون میگذاشت که به بابا مامانتون میگم آرایش کردین

مام جیغمون میرفت هوا مادرجون خدا رحمتی رو صدا میزدیم بیاد حسابشو برسه ...

هی ...  یادش بخیر ...

+ فصلش تموم شد من تازه یادم افتاده :)

 

+ تاريخ 93/08/28ساعت نويسنده فاطمه

شما که غریبه نیستید!

آن سوی پرچین باغ،

خدا بود و دیگر هیچ نبود...

 

+ من برم کتابخونم رو مرتب کنم

از اینجا برداشتم : .

 

+ تاريخ 93/08/28ساعت نويسنده فاطمه
 

«و استعملنى بما تسألنى غداً عنه»

پروردگارا! فردا در روز قیامت از من سؤال خواهى کرد، حالا کمک کن که آن چیزى را که بناست فردا از من سؤال کنى، من جوابش را امروز در عمل خودم آماده کنم  (نقل قول)

+صحیفه سجادیه/دعای بیستم مکارم الاخلاق

 

 

+ تاريخ 93/08/28ساعت نويسنده فاطمه
 

سورة الحجر:


نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ﴿٤٩﴾

وَأَنَّ عَذَابِی هُوَ الْعَذَابُ الألِیمُ ﴿٥٠﴾

 

یعنی: (ای پیامبر!) به بندگانم خبر ده که ........  

«نبأ» :خبر مهم

أَنِّی أَنَا : تاکید در تاکیده

عِبادِ : شامل همه ی بنده ها میشه چه خوبکار و چه بدکار

 

+ اینکه این دو  بلافاصله اومده این مــــــــــحشـــــــــــره .. با دنیایی حرف، دنیایی معنا

 

+ خدایا بنده ی خی لی بی عرضه ای هستم اگه با وجود غفور و رحیم بودنت،گرفتار این عذاب دردناک بشم

+خدایا پناه بر تو از عذاب الیم .....

 

+ تاريخ 93/08/28ساعت نويسنده فاطمه |