میشه برام دعا کنین...  +

+ تاريخ 93/08/05ساعت نويسنده فاطمه
از غدیر گذشتیم و به محرم رسیدیم

اما من امروز دوباره به غدیر برگشتم

اصلن شاید تاریخ باید به غدیر بر میگشت تا این بار مسیر درست را میپیمود و سر از بیراهه در نمی آورد

امروز اینجا برای اولین بار این شعر رو خوندم و اشک ریختم ....

 

دستي به هوا رفت و دو پيمانه به هم خورد
در لحظه «مي» نظم دو تا شانه به هم خورد

دستور رسيد از ته مجلس به تسلسل
پيمانه «مي» تا سر ميخانه به هم خورد

دستي به هوا رفت و به تاييد همان دست
دست همه قوم صميمانه به هم خورد

«لبيك علي »قطره باران به زمين ريخت
«لبيك علي» نور و تن دانه به هم خورد

يك روز گذشت و شب مستي به سر آمد
يعني سر سنگ و سر ديوانه به هم خورد

پس باده پريد از سر مستان و پس از آن
بادي نوزيد و در يك خانه به هم خورد

آقای مهدی رحیمی

 

ای کاش مستی شان مدام بود .....

حیف ....

 

 

 

 

+ تاريخ 93/08/04ساعت نويسنده فاطمه

عالم محرم است سلامُ علی الحسین

این ذکر عالم است سلامُ علی الحسین

این جمله واجب است بگوییم و بشنویم

هرجا که پرچم است سلامُ علی الحسین

بعد از خدا و قبله سوال درون قبر

تنها همین دم است سلامُ علی الحسین

هر ثانیه اگر چه بگوییم این سلام

نه؛بازهم کم است سلامُ علی الحسین

هم ذکر فاطمه است سلام علی الغریب

هم ذکر خاتم است سلامُ علی الحسین

بر زخم های پیکر آقای تشنگان

این ذکر مرهم است سلامُ علی الحسین

هر کس ز بهترین دم عالم سوال کرد

گویید این دم است سلامُ علی الحسین

واجب شده است در همه جا شعر محتشم

باز این چه ماتم است سلامُ علی الحسین

هرکس شده است محرم حق هر کسی که هست

مدیون این دم است سلامُ علی الحسین

وقتی خدا نوشته به عرشش غم تو پس

این اسم اعظم است سلامُ علی الحسین

 

شاعر:آقای رضا حمامی آرانی

+ تاريخ 93/08/03ساعت نويسنده فاطمه |